من که میدانمصدای پای باران ،افتادن برگ ها ،هلهله ی هر صبح پرندگان ،سرک کشیدنهای همیشگیآفتاب ، بهانه ست . . .و چه بهانه ای بهتر ازآمدن تو . . .مهرماهی من !تو ای پاره ی تن !عطر پیراهن کنعانی اممونس و رفیق جانی امباعث هر راز و نیازمخدای کوچک و روی نمازمتو آمدی وخدا هم طعم نقاشی را چشیدگوشه ی دنجی نشستو تو را برایم کشیدبهانه ی آمدن باران و سجده ی برگو آواز پرنده و دلیل طلوع آفتاب وطعم نقاشی خداآمدنت___مبارک#جبار_فتاحی_رستا
+ نوشته شده در یکشنبه دوم آبان ۱۴۰۰ ساعت 7:20 توسط رسـتـــــــا
|
برچسب:
نویسنده: نیکان عباسی
چشمـــهای خیــــسم کهشستـن نمیخــواهــند .خاطــره هـا رابایـد شسـت ،تا که شــایـدکمـــی آب بـرودحجـــم دلتنگـــی ام . . . .#جبار_فتاحی_رستاپی نوشت : شعری در جواب شعر زنده یاد استاد سهراب سپهری که میفرمایند : چشم ها را باید شست
+ نوشته شده در جمعه پنجم آذر ۱۴۰۰ ساعت 7:30 توسط رسـتـــــــا
|
برچسب:
نویسنده: نیکان عباسی
او پلک میزند ومن قلم ،و آدمهای اطرافمشعر نوش جان میکردند . . .انصاف یعنیبه زیر شعرهایم ،کنار اسمم ،عکس چشمان تو هم باشد . #جبارفتاحی_رستــــــــــا
+ نوشته شده در جمعه دهم دی ۱۴۰۰ ساعت 8:13 توسط رسـتـــــــا
|
برچسب:
نویسنده: نیکان عباسی